صفى الدين محمد طارمى
303
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )
و الدرجة الثانية : الذكر الخفىّ ؛ و هو الخلاص من الفتور ، و البقاء مع الشهود ، و لزوم المسامرة . يعنى : ذكر به قلب به دوام حضور و مراقبه و به چيزى كه او وارد مىشود از او واردات و منازلات است « 1 » . پس به درستى كه آنها هرچند كه مىباشد ثمرات ذكر ، پس خالى نيستند از ذكر ، متضمّن ذكرند مثل مسامره و « ذكر خلاص است از فتور » به دوام شهود ، و ذهول است از تفرقهء موجبه از براى غفلت و نسيان ، و احتجاب به رسوم و انانيت و صفات و طاعات . و « بقاست با شهود به ملازمت مشاهده و لزوم مسامره » در مقام سرّ و تلقّى از خداى تعالى ؛ و داخل مىشود در او مكاشفه و مكالمه و مناجات ؛ پس به درستى كه اينها نفى مىكنند ذهول را از حقّ به طريق اولى و مستلزماند حضور را با انس بالضرورة . و الدرجة الثالثة : الذكر الحقيقي ، و هو شهود ذكر الحقّ إيّاك ، و التخلّص من شهود ذكرك ، و معرفه افتراء الذاكر في بقائه مع ذكره . ذكر حقيقى اتّحاد ذاكر و مذكور و ذكر است ؛ و او ذكر حقّ است نفس خودش را . و امّا تفسير او به قولش كه : « او شهود ذكر حقّ است تو را » پس او اوّل مراتب اين درجه است ؛ و مراد ذكر حقّ است در ازل عين او را در كسى كه مختصّ كرده است او را به قرب ، و او معنى سابقهاى است كه مبتنى است بر آن سابقه خاتمه ، و او در حقيقت تجلّى ذات است در صورت عين او ؛ پس برمىگردد به سوى آنچه گفتيم ما از ذكر حقّ ذات خود را . و از اين جهت است كه يافت شده است در بعضى نسخهها در صدر باب : « ثمّ
--> ( 1 ) . اصل : - است .